محمد رضا واليزاده معجزى

33

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

است سنگرها بسته ، بنشستند « 1 » و پانزده عراده توپ در پيش سنگر بيآراستند . اين هنگام محمود پاشا از در خدعه و فريب چندكس را حضور شاهزاده فرستاد كه اگر قلم عفو بر زلات من بكشند فردا كه هنگامه نبرد گرم شود ، با لشكر خود به اردوى ايران خواهم آمد و با كهيا درخواهم آويخت . محمد على ميرزا كه فرماندهى هوشمند بود چون پيغام او را با راستى مقرون ندانست ، لذا پاسخى ملايم داد . روز ديگر شاهزاده موسى دده معلم انگليسى خود را با جمعى سرباز و سوار و توپخانه و زنبورك خانه از ميان دره غايب از چشم دشمن فرستاد كه غفلتا از پشت حمله كند و خود لشكر را حركت داد و فرمان حمله داد . تاكتيكهاى شاهزاده با شجاعت فطرى او هميشه نتايج نيكو به بار مىآورد . عثمانيان را مجال درنگ نبود پشت به جنگ داده و رو به فرار نهادند . محمود پاشا و كهيا به‌طرف كركوك گريختند ، شاهزاده در لشكرگاه كهيا فرود آمد و خيام و توپخانه هرچه داشتند ، به دست ارتش ايران افتاد . شاهزاده فاتح و فيروزمند به سليمانيه نزول نمود و كهيا چون با اين شكست مواجه شد ، از مراجعت به بغداد شرمنده بود ، به شاهزاده پناهنده شد و از آسيب جان به سلامت برد . شاهزاده ، عبد اللّه پاشا عم على پاشا والى دياربكر را به حكومت شهرزور فرستاد و خود در سليمانيه ماند و گزارش اين فتح نمايان را با پيشكشى بسيار براى فتحعلى شاه ارسال داشت ايام محرم را در سليمانيه ماند و اول ماه صفر ( 1237 ) به عزم تسخير شهر بغداد حركت كرد . بيمارى و فوت محمد على ميرزا در همين موقع كه شاهزاده در كار تسخير بغداد بود در « دلو عباس » دفعتا مزاجش از اعتدال منحرف و بنحو مرموزى بيمار گرديد و علاوه‌براين داوود پاشا هم سخت به هراس افتاده ، شيخ موسى نجفى را كه مورد علاقه و احترام شاهزاده بود به وساطت برانگيخت كه او را از تسخير بغداد منصرف سازد . شاهزاده برحسب تقاضاى شيخ موسى داوود پاشا را رها ساخته ، به صوب كرمانشاه مراجعت كرد . در منزل « طاق گرّا » مرض اسهال بر وى چيره شد آنافانا « 2 » بر ضعف مزاجش مىافزود و ناگزير در همانجا رحل اقامت افكنده و بفراست دريافت كه عمرش تمام شده و از اين مرض شفا نخواهد يافت .

--> ( 1 ) . اصل : بنشست . ( 2 ) . لحظه‌به‌لحظه .